![]() |
![]() |
|
| بیان آنچه که هست |
|
ادم تو شرايط سخت ميتونه دوست و دشمن رو از هم تشخيص بده واقعا" اگه اين لحظات سخت نبود شايد نميفهميدم كه كي دوسته و كي دشمن.
اينجا جا داره از تموم رفقايي كه دوستيشون رو اثبات كردن تشكر كنم واقعا"اگه اونا نبودن من هيچ كاري نميتونستم بكنم .دوباره ميگم بچه ها متشكرم....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 10:9 توسط یاسر محسنی |
|
|
بعضی وقتا اتفاقاتی واسه ادم میفته که هر قدر هم که خوشبین باشه نمیتونه باورش کنه.این اتفاق هم از اون دسته اتفاقاته.
ولی مثل اینکه اتفاق افتاده و خواب هم نیست.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 21:38 توسط یاسر محسنی |
|
|
۲۰ روز از اغاز سال هم گذشت ولی هیچ چیز عوض نشده.ای کاش ما ادما هم لااقل مثل طبیعت یه کم فقط یه کم تازه تر بشیم.بهتر بشیم.ای کاش و فقط ای کاش
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 20:27 توسط یاسر محسنی |
|
|
امروز خودم هم نمیدونم چی می خوام بنویسم .یه جورایی براش ناراحتم. ولی وقتی فکر میکنم میبینم شاید این طوری به صلاحش باشه واقعاَ نمی دونم ...
این روزا فکر تموم کردن روز برام از هر چیزی مهمتره حال وحوصله ی درس خوندن رو هم ندارم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 19:7 توسط یاسر محسنی |
|
|
نمیدونم تعریف شما از کلاس باحال چیه،ولی به نظر من کلاسی خوبه که هم سر کلاس خوش بگذره هم یه چیزی یاد بگیری،کلاس اقتصاد گزینه ی اول رو در حد اعلا داشت تا جایی که من از اول ترم تا الان این همه نخندیده بودم،ولی ایا سر کلاس کسی چیزی هم فهمید؟؟؟؟ سوتی های استاد اصلا اجازه نمی داد که کسی غیر خنده کاری بکنه.استادی که نتونه سر کلاس جلوی خنده اش رو بگیره، خوب چه طوری میخواد کلاس رو اداره کنه؟؟؟؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 15:44 توسط یاسر محسنی |
|
|
دیروز با یکی از بچه(سیا)داشتم در مورد خواب صحبت می کردم.اون یه سوال ازم پرسید که خواب دیشبم رو ازم گرفت.ازم پرسید: ما اون چیزی رو که خواب می بینیم،واقعاً خواب می بینیم؟یا اون چیزی رو که فکر میکنیم واقعییت،خواب می بینیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا به حال،جمله ای که اینقدر خواب و واقعییت رو به هم نزدیک کنه نشنیده بودم... البته الان هم نمیدونم دیشب که خوابیدم خواب بودم یا الان که دارم این متن رو مینویسم؟؟؟شما چه یه کم رو جمله فکر کنین،شاید شما هم امشب خوابتون نبره................... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 بهمن1386ساعت 12:40 توسط یاسر محسنی |
|
![]() مانده تا برف زمين آب شود.
مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر . ناتمام است درخت . زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ و فروغ تر چشم حشرات ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 بهمن1386ساعت 12:14 توسط یاسر محسنی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 12:4 توسط یاسر محسنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خاطرات یک دانشجو
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
چشم شیدا وبلاگ خبری مهندسی صنایع |
|
RSS
|